X
تبلیغات
زولا


آنقدر دوستت دارم که

پروانه ها گیج می شوند

گل ها تعجب می کنند

و باران دلش آب می افتد !

.

.

.

حسادت یا خساست ؟

اسمش را هرچه میخواهی بگذار ،

من میخواهم تو فقط عزیز دل من باشی !

.

.

.

اگر گفتی چگونه می شود مرده ای را زنده کرد ؟

فرض کن من مُرده ام ، حالا بخند …

.

.

.

عاشقانه

“صادقانه”عارفانه”شاعرانه”

“بی بهانه”باصداقت”بی نهایت”تاقیامت”

من فدایت شوم…

.

.

.

آسـمان که نشد، چرا درخـت نباشم

وقتی تـو در مـن این هـمه پـرنده ای!

ذهنم،پر از لانه هایست که برای تو …

ساخته ام…!

.

.

.

در انتظار آغازی دیگرم ، انتخاب مجدد جفت ها

شاید این بار نوحی بیاید ، مرا برگزیند در کنار “تو”

.

.

.

اگر نشانی‌اَم‌ را بپُرسند،

می‌گویم‌:

تمام‌ پیاده‌روهای‌ جهان‌!

اگر گُذرنامه‌ بخواهند،

چشمان‌ تو را نشانشان‌ می‌دهم‌ !

می‌دانم‌ که‌ سفر کردن‌ به‌ دیارِ چشمانت‌،

حق‌ طبیعی‌ تمام‌ مَردُم‌ دُنیاست‌ !

.


.


اس ام اس عاشقانه ۹۳

.

سه آرزوی قشنگ عاشقانه :

بی من نباشی

بی تو نباشم

بی هم نباشیم 

.

.

.

ای نازنین جواب معمای من تویی

تنها چراغ روشن شبهای من تویی

وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها

احساس آفتابی دنیای من تویی

.

. 

برای مشاهده تمام نوشته ها به ادامه مطلب بروید.


 

.

تو هر شب بی ادعا در من شعر می شوی . . .

و من هر روز مغرورانه پز شاعر بودنم را میدهم …!

.

.

.

دلم یه رمان میخواد که اولش من و تو باشیم ،

آخرش ما . . .

.

.

.

دنــیـــا ادامــــه لــبـخـنـد تــــوســت ..

کــه تــــا آخــــریــــن لـــبــخـنـد مــــن کـــش مــــی آیــــد ؛

تـــو لــب بـــــرمــیــچــیـنــــی

و مـــن ..

جـــایی مـــیـــان آســـمـــان و زمـــیـــن ..

مـعـلق می شــــوم ..

.

.

.

به شقایق سوگند

که تو بر خواهی گشت

من به این معجزه ایمان دارم

منتظر باید بود

تا زمستان برود

غنچه ها گل بکنند

.

.

.

“تو” دوم شخصِ مفرد نیست

همه ی زندگیِ “من” است

.

.

.

پشت ِ شعرهایم

قالیچه می بافی

بانو

دست های ظریفت را

رج به رج

روی واژه هایم بکش

این شعر

دست بافت ِ توست…

.

.

.

دلم هنوز خیس خورده نگاه توست…

نازش بدار که نلغزد از میان دستهایت…

.

.

.

می خواهمت …

و این شاید آغازی برای خود خواهی ام باشد …

.

.

.

“شعر” را کوتاه دوست دارم

“موهای” تو را بلند

.

.

.

قــَشنگ تـَرین و زیبـــاتـَرین ســاعت ِ دُنیا، ساعَتے بــُود کـِـﮧ دیدَمـِـت…

.

.

.

مثل باران های بی اجازه

وقت و بی وقت

در هوایم پراکنده ای

و من بی هوا

ناگهان خیسم از تو !

.

.

.

تکثیر ﺗﻮ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪگیم

ﯾﻌﻨــــــﯽ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﮐﻪ هیچوقت ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ

.

.

.

نزدیکت می شوم بوی دریا می آید

دور که می شوم صدای باران

بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟

لنگر بیندازم و عاشقی کنم ، یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟

.

.

.

خسرو شکیبایی :

عشق همه چیزو شفا میده اِلّا خودشو !

.

.

.

تو زیباترین تابلوی دیوار زندگی منی …

کاش داوینچی تو را می دید !

.

.

.

گاهی بی دلیل نباش

گاهی بی دلیل بد باش

میترسم چشم بخوریم

آنقدر که با هم خوبیم…

.


.

هیچــگاه ادعـای خاص بودن نکردم ،

اما خــاص بودن عشق ” تو ”

مرا هـــم خاص کرد …

.

.

.

دوست من …

این روزها هوا پر شده از آرزوهای خوب ،

که برایت

به بادها سپرده ام .

کاش پنجره ات باز باشد…

.

.

.

تو که باشی بس است

مگر من جز “نفس” چه میخواهم !؟

.

.

.

همیشه دورنماها خواستنی ترند

مثل سراب

مثل فردا

مثل تو 

.

.

.

بی تو سرد و خستم دل شکستم،میمیرم اگه نباشی پیشم . . .

با تو جون میگیرم،نمیمیرم بزار دستاتو تو دستم !

بی تو بی قرارم،نمیتونم از تو چشم بردارم . . .

با تو خوبه حالم سبک بالم،به این حس قشنگم میبالم !

.

.

.

دلم میخواهد نامت را صدا کنم!

یک طور دیگر

جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد!

دلم میخواهد نامت را صداکنم…

یک طور که دلت قرص شود که من هستم!

یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ,تو هم هستی…

.

.

.

دســتــــم را کـــه مـــی گـــیـــری . . .

نـــبـــض تــــو در دلــــم مـــی ریـــــزد !

.

.

.

تلخ است ،

تلخ تلخ این زندگی

اما عشق تو عجب تعادلی برقرار کرده است

شیرین است ،

شیرین شیرین در برابر این زندگی !

.

.

.

می شود در همین لحظه از راه برسی و جوری مرا در آغوش بگیری

که حتی عقربه ها هم جرات نکنند از این لحظه عبور کنند ؟

.

.

.

آرامشــی می خواهم ،

خلوتــی می خواهم ،

تــو باشی و من ..در کنار هـــــم …

تو …

سکوت کنــی…

و مــن

گوش کنم

.

.

.

کاش می شد

فقط،”تو” را داشته باشم…

خدا هی بپرسد:

خوب، دیگر چه؟

من بگویم:

هیچ! همین کافیست…!!!

.

.

.

تو

تا آخــــــر ِ عمرتـــــ

درگیـــــــرِ مـن خــواهی بـود.

و تظـــــاهُـر می کنـــــی نیــــستــی!

مقــایــسه ،

من و اویی که انتخابش کردی

تــو را از پـا در خواهــد آورد.

مـن،

مـــــی دانــم به کـُـجای قلبــت شلیــک کـرده ام

.

.

.

با زنت شوخی کن

سر به سرش بگذار

از غذایش بچش

از دستپختش تعریف کن

و بدان که اگر گاهی هم ظرف ها را تو بشوری

آسمان خدا به زمین نمی آید…!

آخر می دانی؟

او همان دختر رویاهای دیروزت است

که به آشپز خانهء زندگی امروزت آمده…!

باور کن بدون او

اجاق خانه ات حسابی کور کور است

.

.

.

بعضی وقتها..دِلم می خواهد

خودمان را بزنیم ، به علی چپِ کوچه ها

و بعد٬یک هو ببینم که

از خیابان اصلی سر در آورده یم

یک ماشین دربست بگیریم

و برویم ته دنیا با هم بنشینیم لبه پرتگاهش

و هی پاهایمان را تکان بدهیم

تخمه بشکنیم و بلند بخندیم . . .


خسته ام

بیا برای من کتاب بخوان

برای من چایی بخور و کمی برای من بخواب

من هم برای تو میمیرم !

.

.

مردم همیشه تو را به خدا سوگند میدهند اما برای من تو آن همیشه ای که خدا را به تو سوگند میدهم !

.

.

شعر را به تو میسپارم ، کلید خانه و چراغ را ، خودم را هم به تو میسپارم

سفارش نمی کنم چون خیالم راحت است !

“مریم ملک دار”

.

.

برای خانه ام چند متر آسمان میخرم و یک دوجین ستاره

نمیخواهم اینجا غریبی کنی ماه من !

.

.

من را شمعدانی ای بدان در گلدانی کوچک که بیشتر از آب و آفتاب به تـــــــو نیاز دارد !

.

.

ﻫﻮﺍﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ

ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ باد ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺗــﻮ !

.

.

تمام پل های پشت سرم را خراب کردم و تمام راه هایی که مرا به گذشته ی بی تو می برد

نه قصد برگشت دارم نه می توانم به جایی بازگردم که آنجا نبوده ای !

.

.

ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ

ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﻣــــــﻦ ﺑﺎﺷﺪ !

.

.

مثل عکاسی ماهر نگاهت میکنم ، از نزدیک ترین زاویه ممکن و سرت را دقیقا رو به رویم نگه می دارم

خورشید را روی صورتت پخش می کنم و در ذهنم از امروز تو عکس می گیرم برای روزهایی که نیستی !

.

.

من شانه های تو را می خواهم و خیابان های خواب هایم را …

.

.

به اندازه ی …

بی خیال ! تو فکر کن دوستت ندارم ؛ من از پس اندازه گرفتنش بر نمی آیم !

.

.

مثل گنجشکها دوست دارمت ، مثل گنجشک هایی که میدانند پای کدام پنجره ای ، نزدیک کدام درخت ! مثل گنجشک ها بغض میکنم وقتی پنجره را می بندی و میمانم پشت شیشه ، زیر برف و یخ میزنم از شب !

من گنجشکم و مثل گنجشک ها دوست دارمت ، دانه بریزی یا نریزی !!!

.

.

در صفر مطلق ذوب میشوم وقتی به کفش هایت کنار کفش هایش فکر میکنم !

.

.

پای فکر تو که وسط باشد ، خیابان به کنار ، اتاق هم قدم زدن دارد !

.

.

می شود در همین لحظه از راه برسی و جوری مرا در آغوش بگیری که حتی عقربه ها هم جرات نکنند از این لحظه عبور کنند ؟ و من به اندازه ی تمام روزهای کم بودنت تو را ببویم و در این زمان متوقف ، سالها در آغوشت زندگی کنم  بی ترس فرداها ؟؟؟

.

.

آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت

باران را گر می بارد بر چتر آبی تو

و خدا پرست شدم چون تو نماز خواندی !

.

.

دنیا ارزانی آدمهایش !

فقط من باشم و تو ، دو فنجان چای به ضمیمه لبخندت …

.

.

عجیب نیست که پلنگ جفت آهوست

گیلاس مست می کند و برف داغ است

در کشور آغوش تو حتی عجیب نیست که روز و شب بهم برسند و صبح تا ابد پشت در یک اتاق منتظر بماند !

.

.

به دوست داشتَنت مشغولم همانند سربازی که سالهاست در مقری متروکه بی خبر از اتمام جنگ نگهبانی می دهد !

.

.

دست های من هی آب می روند و تو هر شب ماه تر می شوی !

.

.

دوست داشتنت بوی باران می دهد

همان قدر بی مقدمه ، همان قدر بی دغدغه

فقط یادت باشد مثل باران مرا بی واسطه دوست داشته باشی !

.

.

عشق تو عبور ماه است از خیابان در شب حکومت نظامی !

.

.

چقدر نوازش دست های مهربان تو خوب است و من چه زود دلم برای همه ی چیزهای خوب تنگ می شود !

.

.

به هرکس می گویم “تـــــو” به خودش میگیرد اما نمی دانند که هیچکس برای من “تـــــو” نمی شود !

.

.

بگذار لبهایت برای بوسیدن باشد ؛ چشمهایت به اندازه ی کافی حرف برای گفتن دارد !

.

.

حسادت یا خساست ؟؟؟

اسمش را هرچه میخواهی بگذار ، 
من میخواهم تو فقط عزیز دل من باشی !

.

.

ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻟﺨﻮﺭ ﻧﺒﺎش ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭقتها ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺩﻟﺖ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ “ﺗﻮ” ﺩﺭ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ !

.

.

هرچه بیشتر می گریزم به تو نزدیکتر می شوم

هر چه رو برمی گردانم تو را بیشتر می بینم

جزیره ای هستم در آب های شیدایی ، از همه سو به تو محدودم !

هزار و یک آینه تصویرت را می چرخانند

از تو آغاز می شوم و در تو پایان می گیرم …

.

.

هی تو ! کمی نزدیکتر بیا اما چیزی نگو

بگذار فقط ، بگذار چشمهایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کند !

.

.

از نویی شعرم پیداست کهنگی عشقت !

.

.

وقتی میخندی ، عشق کوچکترین اتفاقیست که می افتد !

.

.

ﺣﺴﻮﺩﻡ ، ﺣﺘﯽ ﺁﺭﺯﻭِ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻢ !

.

.

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ، ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷﺪ

ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ !

.

.

من اگر بمیرم او شاید گریه کند اما او اگر گریه کند من قطعا می میرم !



غمگینم مثل حس نقاشی که معشوقه اش نابیناست.......

.

.

مراقب من باش!


از من فقط تو مانده‌ای . . .

.

.

.

خسته ام...

نه از راهی که امده ام...!!!

یا انتظاری که گاه امانم را میبرد...

خسته ام از تکرار ندیدنت....!!

.

.

.

گفتم : هستی ؟

گفت : هستم .

اما نبود ...

کاش می دانست تمام هستی ام را پای نیستی اش ریخته بودم .

.

.

.

من می دانم...

جنگ جهانی سوم بر سر تو خواهد بود...

.

.

.

حق دارند این چشم ها...

اگر هنوز هم...

خیره می شوند به دور دست ها....

این چشم ها...

پشت سر مسافرشان آب ریخته اند...!

.

.

.

گآهے شآیـב لآزمـ بـآشـב ، از یــآב ببـــریـمـ

یـــاב آنهـــایـے رآ ڪـہ …

بـآ نبـــوבنشآטּ

بـوבنمـآن رآ ،

بــہ بـآزے گـرفـتنـב ………

.

.

.

بادبانم باش

بگذار هرچه حرف پشت مان می زنند مردم

باد هوا شود

دورترمان کند !

.

.

.

کســــی کـــــه دلــــبــر داره، بایــــــــــــد از هـــر چـــی غـــیرِ اونــــه دل بـــرداره..

.

.

.

"تو"عزیز خواهی ماند...

حتی اگر راه،نگاهت را ازمن دور کند...

.

.

.

دل در خـیـال رفـتـن …

و مـن فـکـر مـانـدن …

او پـخـتـه راه اسـت و …

مـن خـام رسـیـدن … !!!

.

.

.

اغوش من سرزمین توست...

کاش کمی عرق میهن پرستی داشتی,"وطن فروش"

.

.

.

رفت.

ولی بر میگردد، هر کس که نمک ما را خورد، پایش که هیج...!

گردنش هم گیر است...

.

.

.

مــــی بوسمت !!

چه فـــرق می کند ، پشت گـــوشی ...

یا پشت گــوش !

پــــرنده

روی سیـــم هم ...

پـــــرنده است !

.

.

بعضیا واسمون زیر آبی رفتن فک کردن خیلی زرنگن..ولی نمیدونستن هم آب زلاله..هم کوسه ها رفیقمون...

.

.

.

می دانــــی؟؟؟؟؟؟؟

دنـیــــــــــــــــــــــــا برایم ویران است ...

با تو از عشـــــــــــــــق...

بی تو از فراغ...

.

.

.

به پایان رسیده ام "نقطه "نمی گذارم

یک "ویرگول "می گذارم 

این هم امیدی ست,شاید که برگردی!!!

.

.

.

نه مثل هرکس..

مثل کسی که برایم کس دیگریست...

دوست دارم




تمامِ آن چیزی که درباره‌ی تو در سرم هست،

ده‌ها کتاب می‌شود،

اما تمام چیزی که در دلم هست،

فقط دو کلمه است،

دوستت دارم

.

.

.

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست

مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند

حتی این روزها گاهی پرواز میکنم

من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

.

.

.

احتیاجی به تسبیح نیست ،

دستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذکر “دوست داشتن” می دهم . . .

.

.

.

زندگی می کنم و برایش دلیل هم دارم :

دوست داشتن تــــــــــــــــــــــو …

.

.

.

و چه انتظار بزرگی است

اینکه بدانی

پشت هر “دوستت دارم”

چقد دوستت دارم…!

.

.

.

دوست داشتن یعنی

وقتی میــــدونه…

رو چیزی حساسی…

یا از کاری بدت میـــاد…

حواسش هست که ناراحتت نکنه…

دوست داشتن یعنی همین…

.

.

.

گوش تلفن کر

“دوستت دارم ” را امشب

در گوش خودت

خواهم گفت . . .

.

.

.

به یک “نترس”

به یک “نوازش”

به یک “آغوش”

به یک “دوستت دارم”

خلاصه بگویم به “تو” نیازمندم

.

.

.

و من هنوز تو را مثل “تمام شد” مشق شبم دوست دارم …

.

.

.

از من نپرس چقدر دوستت دارم ،

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست . . .

.

.

.

باران بند آمد

ولی نبودن تو همچنان میبارد

باران بند آمد

ولی دوست داشتن تو بند نمی آید . . .

.

.

.

دوست دارمش

از بند تا بلند

از دست تا دعا

از صبر تا خدا

حتی اگر…

همه بگویند : از آن من نیست

.

.

.

چــه خــوبــ اســتـــ اَگـــر

آدم هـــا یــکــ نـــفـر را

هـَــر روز دوســتـــ داشـــتــه بــاشــنــد

نــه هـَــر روز یـکــ نــفــر را …

.

.

.

یه “دوستت دارم”هایی هم هست …

میدونی دروغه ها …

ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!

.

.

.

روزی چند بار دوستت دارم

یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم

وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی

یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد

وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود

یک بار دیگر هم دوستت دارم !

باقیِ روز را

هنوز را

.

.

.

می دانی که هنوز “دوستت دارم” عاشقانه ترین هدیه ای است که برای تو دارم !

.

.

.

به دوست داشتَنت مشغولم …

همانند سربازی که سالهاست ؛ در مقرّی متروکه ،

بی خبر از اتمام جنگ ،

نگهبانی می دهد…!

.

.

.

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”

یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را … بهشان خرده نگیرید !

این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ،

مسئولیت دارد

ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را میفهمی ،

میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی …

آزارت نمیدهد ، دلت را نمیشکند …

به هر دری میزند که با تو باشد !

.

.

.

آن که ” دلت را شکست ” … ” تاریخ تولدش ” یادت مانده …

آنکه ” رهایت ” کرد تاریخ ” آمدنش ” و”رفتنش”… دقیق

و آنکه ” احساست ” را بــه بازی گرفت …

لحظه بــه لحظه خاطراتش را سالها در یاد داری … !

اما…

آنکه دوستت دارد سطری در تارخ زندگیت بـه نامش زده ای !!؟


" دو سال می گذرد من هنوز سربازم

وظیفه ی شب و روزم؛ ندیده بانی توست ... ! "

.

.

.

قلب من...

دموکراتیک ترین دولت دنیاست.

آنقدر که تو را نیز همچون خودم از ته دل دوست میدارد.

.

.

.

کاش میشد بعضی شبها رو

با پلک زدن زیاد..

زودتر از بقیه روز کنیم...

.

کاش گذر عمر با تعداد پلک زدن بود.!

و من برای آزادی هر بار به تکرار پلک میزدم

.

.

.

من که پشت پا زدم به هر چه هست و نیست

تا که کام او ز عشق خود روا کنم

لعنت خدا بمن اگر بجز جفا

زین سپس به عاشقان با وفا کنم

.

.

.

از " تـــو " دلـگیـــر نیستَــــم . . . اَز دلـَــم دلـگیـــرَم !

کــــه نَبــــودَنـتــــ را صَبــــورانــــه تحمـــــل میکـنَــــد . . .

بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!

.

.

.

گذاشتم به دارم بکشند!!!

بی گناه بودم اما....

حوصله ی اثباتش را نداشتم

.

.

.

" مـــن

و یـــادِ تــــو

و کـتـابـی 

وارونـه در دســتـانـم ... ! "

.

.

.

تبـــر را انتخــــاب میکنـــــی

یــــا بیــــل مکـــانیکـــی؟

بـــــرای شکستـــن سکــــوتی کـــه

عمـــریست بیـــن مــن وتـــوست!!!

.

.

.

بزرگـــــراه هــــای مهنــــدسی ســاز

مـــا را بـــه هــــم نمـــیرسانند

عـــشـــق بـــا قـــوانین بیگانــــه اســـت

از بیـــراهه ها بیــــا

بــــرای دیـــدن کســـی

کـــه عمـــریست دوســـتت دارد!

.

.

.

نمیدانم جنس من از چیست..!

هیچ کس نمیخرد!

ولی هرکسی میرسد میفروشد..

.

ارزان سرایی شده أم برای مردم.

مفت بخر..ارزان بفروش..

بسم الله

.

.

.

من آنقدر دیوانه ام

که وقتى دورم میزنى،باز نگران توأم ک سرت گیج نرود..

.

.

.

با کسی باش که تو را بخواهد . . . 

نه کسی که تو را هم بخواهد . . .

.

.

گاهی از چند رنگی پاییز بدم میاد

چون منو یاد چند رنگی بعضی از آدم ها می اندازه!!!

.

.

ه بعضیا باید گفت:

منو دور بزن و دور بزن....

خوب که سرت گیج رفت میوفتی جلو پای خودم....!

.

.

.

هیچکس نمیفهمد... پالتو با دستکش های چرم کافی نیست...گاهی بیرون رفتن در این هوا ، دل گرم میخواهد

.

.

.

خــدایــا دل مــا را از سنــگ شــدن حـفـظ کــن تــا از بــازی خــرد کــردن دیــگـران لــذت نـبـریــم . .

.

.

آمدنش را حیران بنگرم یا رفتنش را مات بمانم

باد آورده را باد میبرد قبول

اما

دلم را که باد نیاورده بود

.

.

به سلامتی اون پسری ک گوشه اتاق نشسته

با کامپیوترش بازی میکنه و زیرلب میگه

بهتر از بازی کردن با دل دختر مردمه !

.

.

" من را

شمعدانی ای بدان

در گلدانی کوچک

که بیشتر از آب و آفتاب

به تو نیاز دارد ... ! "



ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ

ﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺁﻧﭽﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺗﻮﯾﯽ

ﺗﻮ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯ من و ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﻨﯽ

.

.

نه روز و نه شب ، تنها شمارش نفس های تـــو ، عمر من است !

.

.

مثل باران های بی اجازه وقت و بی وقت در هوایم پراکنده است و من بی هوا ناگهان خیسم از او !

.

.

تکثیر ﺗﻮ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪگیم ﯾﻌﻨﯽ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ نمی ﺷﻮﺩ !

.

.

سکسکه ام گرفته بود

گفتم مرا بترسان ؛ دستم را رها کرد

نفسم بند آمد …

.

.

با تو خیابان های زیادی را قدم … که نه ، پر زده ام !

.

.

تمام شعرهایم در وصف نیامدنت است اما اگر روزی ناگهان ناباورانه سر برسی از شاعر بودن استعفا میدهم و نقاش میشوم و تا ابد نقش پرواز میکشم …


.

.

ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺗﺎﻕ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ ﻭﻗﺘﯽ که ﻣﻦ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﮔﻢ میشوم !!!

.

.

دلم یک خیابان میخواهد که بشود در آن با تو قدم زد

جایی که مردمش زبان ما را بلد نیستند و من به زبان خودمانی هی بگویم دوستت دارم و عابران درگیر این کنجکاوی باشند که من چه میگویم که تو اینطور میخندی !!!

.

.

تو زیباترین تابلوی دیوار زندگی منی …

کاش داوینچی تو را می دید !

.

.

برای دیدارت زمان تعیین نمیکنم ، شاید ساعت حسادت کند و خواب بماند !

.

.

تو که باشی معجزه ای در من رخ میدهد به نام آرامش …

باش ، حتی همین قدر دور !

.

.

آغوشِ تو که باشد ، خواب دیگر بهانه ای برای خستگی نیست و تپشِ های قلبت میشود لالاییِ کودکانه ام …

کنارم بمان ؛ میخواهم صبح چشمانم در نگاه تو بیدار شوند !

.

.

شمردن بلد نیستم اما تا دلت بخواهد دوست داشتن بلدم

یک وقتهایی هم می شود که یکی را دوبار دوست داشته باشم !

.

.

بوسیدمت و شکوهمندترین تاریخ دوران من در جغرافیای وجودت شکل گرفت !

کاش تاریخ دوباره تکرار شود …

.

.

به ریل های قطار نگاه کن ، همیشه دستهایشان در دست همدیگر قفل است ، گرچه گاهی زیر خرمنی از سنگ باشند …

عاشقانه بودن ها را باید ستود !

.

.

.

در مسلک من معنی پرواز چنین است :

با بال شکسته به هوای تو پریدن …

.

.

دلم فیلم بلند می خواهد ؛ یک واقعیت عاشقانه پر از سکانس های با تو بودن و یک دکمه ی تکرار !

.

.

.

اینچنین دلبرانه میان دشت قدم نزن

بگذار خورشید حواسش به آفتابگردان ها باشد …

.

.

لازم نیست مرا دوست داشته باشی چون من تو را به اندازه هردومان دوست دارم …

.

.

چهار فصل کامل نیست !

هوای تو ، هوای دیگریست …

.

.

به هر کسی میرسی می گوید : آدم فقط یکبار عاشق می شود …

دروغ است ، تو باور نکن !

مثلا خود من هر روز دوباره عاشقت می شوم !!!

.

.

عشق این است که جغرافیایی نداشته باشد و تو تاریخی نداشته باشی !

.

.

سرم را روی شانه ات بگذار تا همه بدانند “همه چیز زیر سر من است !

.

.

حتی در خیال تو بودن می ارزد به داشتن خیلی ها …

.

.

ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﮐﻮچکم فرﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ میکنی ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻧﺎﺋﺐ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﺍﯼ

ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﭼﻪ ﻟﺬﺗﯽ ﺩﺍﺭﺩ بهترین ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺍﺷﺘﻦ !

.

.

مرسی که هستی و هستی را رنگ می آمیزی

هیچ چیز از تو نمی خواهم

فقط باش ، فقط بخند ، فقط راه برو …

نه !!! راه نرو …

میترسم پلک بزنم و دیگر نباشی !

زندگی می کنم و برایش دلیل هم دارم :

دوست داشتن تــــــــــــــــــــــو …

.

.

شاهرگم قید توست ، بزنم میمیرم …

.

.

هیچ رویایی به پای بیداریم با تو نمیرسد

خوابها فقط خودشان را اذیت می کنند !

.

.

خوبان را باید روی چشم ها گذاشت …

کجایی ؟! چشم هایم بهانه ات را گرفته اند !

.

.

شمردن ستاره ها سخت نیست ، اگر تو بگویی به اندازه ی ستاره های آسمان دوستم داری …

.

.

آنقدر دوستت دارم که

پروانه ها گیج می شوند

گل ها تعجب می کنند

و باران دلش آب می افتد !

.

.

تو که باشی بس است …

مگر من جز “نفس” چه میخواهم ؟

.

.

احتیاجی به تسبیح نیست ، دستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذکر “دوست داشتن” می دهم !

.

.

از تو دور بودن پر توقعم کرده …

حالا دیگر تمام تو را میخواهم تا بشوم ثروتمند ترین فرد روى زمین !

.

.

مرخصی ندارد

حتی وقت استراحت ندارد

حقوق و مزایا ندارد

بیمه ندارد

ترفیع و پست و مقام ندارد

استعفا یا اخراج شدن ندارد

بازنشستگی و از کار افتادگی هم ندارد

با این حال دوست داشتنی‌ ترین شغل دنیاست ، عاشق تو بودن !

.

.

من قصه تو را تا ابد اینگونه آغاز میکنم :

یکی بود

هنوزم هست

خدایا همیشه باشد …

.

.

باران بهانه ی آسمان است وقتی دلش برای تو تنگ می شود !

.

.

و مهربانیت از دور چه عجیب نزدیک است

حس میکنم جغرافیا ، دروغ تاریخ است …

.

.

به عشقت تا ته دنیا ، به جنگ هر کسی میرم

چه تقدیری از این بهتر ، که از عشق تو میمیرم ؟

.

.

هیچ جزر و مدی نمی تواند آشفته ام کند وقتی سرم روی سینه تو بالا و پایین می رود !

.

.

بگذارید انشا بنویسم …

موضوع : علم بهتر است یا ثروت ؟

به نام خدا

هیچکدام ، فقط و فقط خود تو !

.

.

کل دنیا هم بگویند دوستم دارند فایده ندارد اما دوستت دارم های تـــــــــــــو چه غوغایی می کند ؟!!!

.

.

بیا با هم رفت و آمد نکنیم !

مثلا وقتی می آیی نرو …

.

.

زندگی یعنی همین که تو باشی و من دیوانه وار دوستت بدارم !

.

.

صندلیت را کنار صندلیم بگذار !

همنشینی با تو یعنی تعطیلی رسمی تمام دردها …

.

.

با تو می شود هر روز یک عمر زندگی کرد و در فردای چشمانت باز به دنیا آمد !

.

.

دلبندم …

من دلم فقط روی دل تو بند می شود !

.

.

“تـــــــــــو” تنها یکیست آن هم تویی

من دیگران را  “شما” خطاب می کنم !

.

.

دوستت دارم و پنهان کردن آسمان پشت میله های قفس آسان نیست !

.

.

لبخند که میزنی کمترین اتفاقی که می افتد ، اختلال در تشخیص ماه های قمریست !

.

.

تمام حرف مجنون یک کلام است

“نفس” بی یاد “لیلایم” حرام است

.

.

عشق یعنی طوری نگاهت می کنم که انگار تنها آدم دنیا هستی !

.

.

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست

مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند

حتی این روزها گاهی پرواز میکنم

من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

.

.

یاد تو پرچم صلحیست میان شورش این همه فکر !

.

.

به دلم نشستی ولی دو زانو !

معذب نباش ، برو عقب قشنگ تکیه بده ، پاهاتم دراز کن ، این دل فقط جای توئه …

.

.

آنقدر که بودن تو را می خواهم ، بودن خود را نمی خواهم

چقدر زیباست این عشق ؛ محو تو شدن را دوست دارم

.

.

میخواهمت و این شاید ابتدای خودخواهیم باشد !

.

.

جهان که فاصله ای نیست !

تا ماه پیاده میروم اگر آنجا خانه ات باشد …

.

.

بین این همه ضمیر فقط یک “تـــــــــو” کافیست !

.

.

نقطه قوت تو نقطه ضعف منه :

بوسه هایت !

.

.

پاییز یا زمستان چه تفاوتی دارد ؟

حضورت ، صدایت ، نفس هایت و گرمی دستانت بهاری میکند سرزمین مرا …

.

.

یک فرصت به من بده که غلط ببوسمت و تمام طول سال را جریمه ام کن که از روی آن هزار بار تمرین کنم !

.

.

در میان گلها عطر یادت را می بویم …

آسمانی تر از آنی که به نوشتن درآیی !

.

.

هیس !!! ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ …

من ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !


کش رفته از...



دارم برگ میکشم اما نه سیگار برگ !!!

برگ برگ خاطرات سوخته ام را که داخل سیگارم ریخته ام …

.

.

نوار قلب خاطرات من پر از خط های صافی ست که بی نام تو جان ندارند …

.

.

هر روز که بیدار می شوم وحشت زده قاب خاطرات ذهنم را مرور میکنم …

هیچ بعید نیست تو از آنجا هم رفته باشی !

.

.

روی برگ های خاطرات نوشتم دلتنگم …

پائیز شد و خاطرات رنگشون زرد شد و از شاخه های دلتنگی روی سنگفرش آرزوها ریختن تا زیر پای غرور و بی محبتی له بشن …

.

.

خاطرات هرچه شیرین تر باشند بعدها از تلخی گلویت را بیشتر می سوزانند !

.

.

از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ؛ آرام فاتحه ای بخوان …

شاید خدا گذشته ام را بیامرزد !

.

.

بوی ربنای تو و ماه دلتنگی های من

افطار می کنم خاطرات نبودنت را …

.

.

هر کسی برای خودش خیابانی دارد ، کوچه ای ، کافی شاپی و شاید عطری که بعد از سالها خاطراتش گلویش را چنگ میزند …

.

.

میخواهم یادت را طلاق دهم ولی چکار کنم که از عهده مهریه سنگین خاطراتت بر نمی آیم !

.

.

هرچه یادت را میکارم ، خاطراتت سبز می شوند !

.

.

تو برای همیشه میروی و من چقدر کار روی سرم ریخته !!!

خاطرات زیادی برای فراموش کردن دارم …

.

.

جور میکند خدا در و تخته را با هم آنطور که تو و مرا …

تو خاطره ساز و من خاطره باز !

.

.

کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد …

سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را !

.

.

تقصیر از من است ، آن زمان که گفتی قول بده همیشه کنارم بمانی یادم رفت بپرسم کنار خودت یا خاطره هایت ؟؟؟

.

.

میروم تا در آغوش خاک قرار گیرم و تمام خاطراتمان را به خاک بسپارم چون دیگر بعد تو پناهی بهتر از آغوش خاک ندارم !

.

.

چشمم به گیسوانت که می افتد تمام خاطراتمان آرام آرام ‌، زنده می شوند

یک به یک ، مو به مو …

.

.

عابرانی که از کنارم می گذرند مست عطر تنم می شوند و نامش را که می پرسند دلم می لرزد ؛ چگونه بگویم خاطرات توست ؟!

.

.

آقای شهردار بگویید اینقدرعوض نکنند رنگ و روی این شهرِ لعنتی را …

این پیاده رو ها ، میدان ها ، رنگ و روی دیوار ها …

خاطراتم دارند از بین می روند !

.

.

این روزهای من چیزی نیست مگر باقیمانده تقسیم احساس تــــــو بر شب های بی خاطره ام !

.

.

آهای خاطرات ؛ اگر میدانستم روزی طناب دارم خواهید شد هیچوقت نمی ساختمتان !

.

.

چه یکی باشد چه صدتا ، خوب که باشد دمار از روزگارت درمیاورد …

خاطرات را میگویم !

.

.

چه سخت است مرور کردن خاطراتی که روزی شیرین ترین بودند اما حالا آنقدر تلخ شده اند که هم دلت را به درد می آورند هم اشکت را در می آورند !

.

.

گاه خاطرات خنده دار ، ساده ترین بهانه برای گریستن میشوند …

.

.

زندگی زیباست که گاه خاطره ای در میان خاطره ها ، خاطره ی خاطره ها می گردد …

.

.

خاطره یعنی گذشته ، نگذشته !!!

.

.

به من مجوز چاپ نمیدهند !

میگویند داستانی که نوشته ای قابل باور نیست ؛ اما من فقط خاطراتم را نوشته بودم !

.

.

بعضی اوقات فکر می کنم که شاید بهشت خاطرات گذشته باشد !

.

.

باران سربی میشود وقتی نیستی ؛ میریزد بر سرم خاطراتت

.

.

از سرم دست برنمی دارند خاطرات خوش نداشته ام !

.

.

من ازت خاطره دارم وقت بارون …

این خودش درد کمی نیست !


داشتنت مثل هوای برفی یا نم نم باران جاده شمال

یا مثل آن بغلی که عاشقت است و تنهایت نمی گذارد

و یا مثل برگشتن آدمی که سالهای سال منتظر آمدنش بودی ؛

آی می چسبد …

.

.

.

بعضی حرف ها را فقط دست ها به هم میزنند …

فقط دستها…

.

.

.

ﺍﯾــﻨـــﻘـــﺪﺭ ” ﺗـــﻌـــﻮﯾـــﺾ ” ﻧــﮑــﻦ …

ﺑـــﻪ ﺧــــﺪﺍ ﮔـــﺎﻫـــﯽ ﻣــﯿــﺘــﻮﺍﻥ ﺭﺍﺑــﻄــﻪ ﻫــﺎ ﺭﺍ ” ﺗــﻌــﻤــﯿــﺮ ” ﮐـــﺮﺩ

ﺣـــﺘــﯽ ﺑـــﺎ ﯾـــﮏ ﻟـــﺒــﺨـــﻨـــﺩ ﻋــﺎﺷــﻘــﺎﻧــﻪ

.

.

.

چشمان تو حروف را بی استفاده می کنند ،

کافی ست نگاه کنی . . .

.

.

.

در این غروب

ﻫﺮ ﻧﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﮕﻮﯾﺪ

ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ

ﺣﺎﻻ

ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ ﭘﻨﺠﻢ ﺑﺘﻬﻮﻭﻥ ﺑﺎﺷﺪ

ﯾﺎ ﺯﻧﮓ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺻﺪﺍﯼ اوﺳﺖ …

.

.

.

صندلیت را کنار صندلیم بگذار !

همنشینی با تو یعنی “تعطیلی رسمی تمام دردها”

.

.

.

مخاطب خاص من!

خاص بودن خاصیت توست!

تـــــــــــــــو همیشه خاص می مونی

چون سلیقه ی منی …

.


.

.

لـج میکنم …

بداخلاق میـــشم!

نه چیزی میبینم،

نه چیزی میشنوم،

نه چیزی میگم!

دست خودم که نیست

تو که نباشی،

زندگی

بـــــــــــــــایــــــــــد

به کامِ من تلخ بشــه ..!

.

.

.

یکی بود یکی نبود مال قدیماست…

الان همه باشن “تو” نباشی هیچکس نیست…!

.

.

.

مثل ندارد

میم های ِ مالکیتی

که از زبان ِ

تو می شنیدم . . .

.

.

.

حضورت در کنارم, تکان دهنده ترین خبر سال برای حسودان است!

بیا و این موج تکان را آغاز کن…!

.

.

.

دل بستــــه ام به پاییـــز…

شــــاید…

دوبــــاره…

ســـرِ مهــــر بیاییــــی…

.

.

.

همه بهانه هایم از نبودن توست

اگر باشی…

اگرباشی…

از هزار و یک بلاهم بهانه نمی گیرم . . .

.

.

.

ﺑﻴﻤﺎﺭِ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻯ ﺗﻮﺍﻡ …

ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺨﻨﺪ …

عاشق این بیماری ام …

.

.

.

نزدیکت می شوم بوی دریا می آید

دور که می شوم صدای باران

بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟

لنگر بیندازم و عاشقی کنم ، یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟

.

.

.

خدایـــــا

این بند دل آدم کجاست؟

ک گاهی با یک

اسم..

نگاه..

با حضور یک نفر..

و یا با یک لبخند “پاره میشود”

.

.

.

ﺩﻟــــــﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫـــــﺪ ﮐَﺴــﻰ ﺑﺎﺷـــــد …

ﺁﻧﻘـــﺪﺭ ﺑـــﺮﺍﯾـــــﺶ ﮐَﺴــﻰ ﺑﺎﺷـــــﻢ …

ﮐــــﻪ ﺩﻧﺒـــــﺎﻝ ﮐــَـــﺲِ ﺩﯾﮕـــــﺮﯼ ﻧﺒﺎﺷــــﺪ …

.

.

.

عشق یعنی:

اینکه وقتی میخوای برسونیش،

رادیو پیام رو روشن کنی ببینی کدوم مسیر شلوغ و پر ترافیک تره . . .

.

.

.

تموم لحظه‌های سختو آسونو

من این پیاده رفتن زیر بارونو

به شوق همزبونى تو دوست دارم …

.

.

.

همه پیش من حرف از عرق و مشروب میزنند . . .

آن ها نمیدانند که

ای بانو

بوی موهایت از هر چیز دیگری برایم مست کننده تر است !

.

.

.

با تو به جای پاییز، حس می کنم بهاره

این عشق بی نظیره، این عشق موندگاره

.

.

.

نگاهم کن

میخواهم چشم هایم را به چشم هایت بدوزم !

میخواهم به این دنیا نشان دهم که

عاشق ترین خیاط منم . . .

.

.

.

جایی نوشته بود: “نیکوتین، اعتیاد آور ترین است”

تو هنوز ناشناخته مانده ای!

.

.

.

بگـــذار هَرکَسی هَر چِه دوست دارَد بِگـــویَد

مُهِم ایـــن اَست کِ تُو دُردانِــــــــــــه مَنی

وَ اَزتَمامِ خوبی ها بَدی های این دُنیا

فَقَطُ و فَقَط تُورو میخواهَــــــم . . .

.

.

.

میدانی مرد رویاهایم ؛

ﻣــﺮﺩ ﮐﻪ ﺗـــﻮ ﺑﺎﺷﯽ، ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ . .

ﺍﺯ ﻣﯿــﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺬﮐــﺮﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ . .

ﻓﻘــﻂ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﭘﺎﯼ ﺗــﻮ ﺩﺭ ﻣﯿـﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ . .

ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﺑـﺮﺍﯼ ﺗـــﻮ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﭼﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ …

.

.

.

بیا و عاشقم باش … ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ ؟

ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ ﺩﻟﯿــﻞ خنده هایم باشید ؟

ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ ﺳــﺮﺍﺳﯿﻤﻪ ﺑـﻪ سراغم بیایی ﺑــﻌﺪ ﺑﮕــﻮﯾــﯽ :

خانم ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ برایتان بمیرم ؟؟

ﻭ من بگویم :

ﺑﺒــﺨﺸﯿـﺪ آقا نمیشود..!

ناامیدی را در چشمانت ببینم …

دستم را به پشت قفل کنم

سرم را کج کنم ، نگاهت کنم و بگویم :

ﺁﺧــﻪ ﺷﻤـــﺂ ﺑـــﺂﯾــﺪ ﺯﻧـــﺪﮔﯽ ﻣــَـﻦ ﺑـــﺂﺷﯿـــﺪ …

ﻣـــﯽ ﺷــﻮﺩ شیطنتهایم را بفهمید ؟؟ !

ﻣـــﯽ ﺷـــﻮﺩ باشی و بیخیال نبودن ها شوی ؟؟ !

ﻣــﯿﺸــﻮﺩ ﻧَﻔـَﺴـَﻢ باشید آقا ؟

.

.

.

وقتی دستت تو دست عشقته و آروم یه فشار کوچیک به دستت میده …

بی تفاوت ازین فشار رد نشیا

داره باهات حرف میزنه…

میگه دوست داره!

میگه هوات و داره!

میگه حواست به من باشه!

میگه حواسش بهت هس!

میگه تنها نیستیا!

میگه….

تو هم همینجور که دستت تو دستشه

آروم انگشت شصتت و بکش رو انگشتاش…

آره

یه وقتایی بی صدا و بی نگاه حرف بزنین !



یک فلاسک چای و یک رودخانه که اعتماد به نفسش از دریا بیشتر است و تنها یک دوربین ، تنها برای اینکه گرفته باشمت یک سکانس در آغوشم …

اینست تمام دغدغه های مردی که از وصیت کردن بدش می آید !

.

.

ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ نه مثل جبر نه مثل هندسه نه ﻣﺜﻞ ۱ منهای ۱ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ۰ ﻣﯿﺸﻮﺩ !

ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ مثل نیمکت آخر زنگ آخر ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺪﺍﻡ ﺭﻭﯼ ﭼﻮﺏ ﺣﮏ ﻣﯿﮑﺮﺩ ؛ مرا یاد بگیر …

.

.

صبح یعنی مست صدای تو

ظهر یعنی انتظار تو

عصر یعنی دلتنگم برای تو

شب یعنی یاد تو

و تو یعنی تمام لحظه های من !!!

.

.

بدون گذرنامه از خیالم عبور خواهی کرد ، مهربانیت را مرزی نیست …

.

.

روز همان شب است و شب همه ی روزهاییست که “تو” نیستی !

.

.

من بی تو تمام میشوم و با تو تمام !

.

.

می شود “تو” ماهی قرمز باشی و “من” تُنگ بلور ؟

.

.

نمیدانم چرا وقتی دلم هوایت میکند نفس کشیدن فراموشم میشود …

انگار دلم تاب هوای دیگری را ندارد !

.

.

عشق فریب بزرگی است اما دوست داشتن یک صداقت بی انتهاست …

.

.

دل چشمانم طاقت ندیدنت را ندارد !

.

.

دلم خرید میخواهد ، نه لباس نه گوشی نه خوراکی

دلم میخواهد نازت را بخرم …

.

.

بهشت هیچ است در برابر گام برداشتن در کنار تو در شبی زیبا !

.

.

کجای چهار فصل نام تو می گنجد ؟

رویش از توست ، بهار ، بهانه ، باران هم !

تو فصل پنجم شاعرانه های منی …

.

.

نمیدانم شب ها من شاعر میشوم و تو را غزل باران میکنم یا تو بهانه میشوی و من غزل غزل میبارم ؟؟؟!!!

.

.

محکوم به تکرارِ سکوتم …

تو اگر کوکم کنی می نوازم لحظه ها ، ثانیه ها ، نت های نگاهت را !

.

.

شعر صدای نفس های توست وقتی سر بر سینه ام میگذاری و کلمات گورشان را گم میکنند !

.

.

به یاد کسى بودن قشنگ ترین هدیه اى که نیاز به بسته بندى ندارد !

.

.

آرزوهایم حسابی قد کشیده اند …

ببین خواستن تو چه مردی شده برای خودش !

.

.

آدمهایی هستند که مهربانی نگاهشان در چشم هیچ انسانی پیدا نیست و تو یکی از آنهایی …

.

.

پیشم که نباشی خیالت را می گذارم زیر سرم و تخت می خوابم …

.

.

گاهی دلم هوس شیطنت میکند ، از همان شیطنت هایی که این حرف تو پشت آن باشد : مگه دستم بهت نرسه .

.

تو خوابیده ای آرام و من پشت پلک تو آنقدر می بارم تا پنجره را باز کنی دست هایت را زیر باران بگیری و بخندی …

.

.

اینکه دوسِش داری یه چیزه ، اینکه دوسِت داره یه چیزه دیگس …

ولی اینکه دوسِش داری و دوسِت داره همه چیزه !

.

.

زن جنس عجیبی ست

چشمهایش را که می بندی دید دلش بیشتر ، دلش را که میشکنی باران لطافت از چشم هایش سرازیرتر …

انگار درست شده تا روی عشق را کم کند !

.

.

با من راه بیا که برای تو  از بیراهه های زیادی گذشته ام …

.

.

برایت مینویسم دوستت دارم

میدانم که نمیدانی ولی میدانم که میخوانی ؛ آرزویم این است که نخوانده بدانی …

.

.

تو این “مَن ها” را از خودت “مِن ها” کن ، من میمیرم برای باقی مانده ات …

.

.

قهوه چشمان توست ؛ تیره ، تلخ اما آرام بخش و اعتیاد آور …

.

.

در این ساعت شلوغ زندگی ، در این انبوه رفت و آمدهای پی در پی ، در این سرعت بی درنگ ثانیه ها ، تو یک مکث عاشقانه ای !

.

.

میگن منتظر نباش کسی بیاد که دنیا را بهت بده !

دعا کن کسی پیدا بشه که تو را به دنیا نده …

.

.

توی ذهنم یک دنیا واست حرف دارم ولی توی دلم یک جمله بیشتر نیست : “دوستت دارم”

.

.

بیهوده تحریمم نکن ، من ایرانیم ، برای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد !

.

.

خوشبختی داشتن کسی است که بیشتر از خودش تــــو را بخواهد و بیشـــتر از تــــو هیچ نخواهد و تــــو برایش تمام زندگی باشی !

این جاده یه من می خواهد و یه تو و یه جفت دست گره خورده به هم ، آن هم از نوع کور !

.

.

روزی چند بار دوستت دارم

یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم

وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی

یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد

وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود

یک بار دیگر هم دوستت دارم !

باقیِ روز را

هنوز را

“افشین صالحی”

.

.

میان هر نفسی که میکشم همهمه ای است از همه پنهان …

اما از تو چه پنهان ؟

میان هر نفسی که میکشم تـــو هستی که میکِشم تو را ، که میکُشی مرا …

.

.

دوستت داشتم

دوستت دارم

و دوستت خواهم داشت

از آن دوستت دارم ها

که کسی نمی داند

که کسی نمی تواند

که کسی بلد نیست !

.

.

مواظب خودت باش …

یک تار موی تو شاهرگ من است !

.

.

دستاتو که میگیرم ، یه حس خوبی بهم دست میده …

.

.

داشتنت مثل هوای برفی یا نم نم باران جاده شمال یا مثل آن بغلی که عاشقت است و تنهایت نمی گذارد و یا مثل برگشتن آدمی که سالهای سال منتظر آمدنش بودی ؛ آی می چسبد !

.

.

ضرورت بودنت همیشگیست

فرقی نمیکنَد ؛ چه در کنار من چه در خاطر من …

.

.

جز خیال تو کسی با من زندگی نمیکنه …

.

.

میگویند دنیا زندانی بیش نیست …

کاش حبسِ اَبَد ببُرند برایمان و تــــو هم سلولیِ من باشی !

.

.

بی شک آغوش تو هشتمین عجایب دنیاست !

واردش که میشوی زمان بی معنا میشود …

.

.

خوشبختی داشتن کسی است که بیشتر از خودش تو را بخواهد و بیشتر از تو هیچ نخواهد و تو برایش تمام زندگی باشی !

.

.

نزدیکت می شوم بوی دریا می آید

دور که می شوم صدای باران

بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟

لنگر بیندازم و عاشقی کنم یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟؟؟

.

.

همه می گویند به انتظار تو نشستن دیوانگی ست ولی نمیدانند که من دیوانه ی تو هستم …

.

.

بی خیال اسم ها و حرف ها

من خلاصه می شوم در تو … همین !

.

.

قفس یعنی دهان من وقتی زبانم روی اسم تو قفل می شود !

.

.

تمام شعرهایم بوی تو را میدهند

می گویند فراموشش کن اما نمیدانند تو در جانم ریشه کرده ای

انگار باید جان دهم !!!

.

.

یعقوب نیستم اما بوی پیراهن تو قلبم را بینا می کند !

.

.

اگر کسی رو خیلی دوست داری امتحانش نکن که ببینی اون چقدر دوستت داره !

اول خودتو امتحان کن ، ببین تحملش رو داری بفهمی دوستت نداره ؟؟؟

.

.

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ می کنم ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻬﺎﺭ می بارد …

.

.

همیشه با من بمان

هیچکس عاشقانه تر از من نمی تواند تو را بسراید …

.

.

پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که بر می گردم و بیخیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه چنان به خود می فشارمت که هفتاد و هفت سال تمام باران ببارد و گندم درو کنیم !

.

.

باد ورقهای دفتر شعرم را با خود برد ، فردا تمام شهر عاشقت میشوند !

.

.

همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه غرق تماشای نگاهت

.

.

همه میگن عاشق کَسیه که به عشقش نرسه اما به نظر من عاشق کَسیه که با عشقش به همچی برسه !

.

.

و همه فراموش خواهند کرد که من در تمام عمرم تنها دوبار شاعر شدم

یک بار با دیدن تو ، بار دیگر با ندیدنت …

“سیروس جمالی”

.

.

چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری و بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه و از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه و آروم میشی

حسی که هیچوقت به تنفر تبدیل نمیشه !

این حس مثل قطره های بارون پاکه …

.

.

چشمان تو حروف را بی استفاده می کنند ، کافی ست نگاه کنی !

.

.

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم” یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را … بهشان خرده نگیرید !

این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ، مسئولیت دارد ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را میفهمی ، میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی …

آزارت نمیدهد ، دلت را نمیشکند …

به هر دری میزند که با تو باشد !

.

.

عشق جایی می تپد که تو باشی پس باش آنجا که باید باشی

در کنار احساسی از باران ، لطافت را از برگ جدا شده از گل هم میشود فهمید

احساست را برای لحظه ای به آفتاب هم ببخش که گرمی را به تو می بخشد

احساس را باید در قابی از عقل گذاشت و عاشقانه به آن خیره شد …




تاریخ : سه‌شنبه 26 فروردین 1393 | 13:49 | نویسنده : ghobadi | نظرات (1)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.